خرید بک لینک

السلام علیک یا زینب الکبری بنت امیرلمومنین(ع)


ای وای من صد وای من این ناله و آوای کیست
ای رب بی همتای من این آه و وا ویلای کیست

کیست این بانو چنین بی تاب غوغا می کند
گوئیا بر سر نی ارباب تماشا می کند

خون چرا جاریست ایشان از سرش بر پیکرش
یک سه ساله دختری نیم جان گرفته در برش

چنان سوزد ز دل دم دم چه آتش در درون دارد
ز چشم او چسان نم نم چرا باران خون بارد

آه و واویلا چرا بی تاب و تب افسرده است
ناله ها از دل زند گویی برادر مرده است

مات و مبهوت مانده ام من در عجب یا للعجب
زین زن غلطان بخون ز آن سر خشکیده لب

کیستند این مرد و زن یا رب قیامت می کنند
با صدای دلنشین قرآن قرائت می کنند

آن سر خونین به نی سر خدا خون خداست
پیکر صد چاک چاکش بی کفن در کربلاست

این زن پرپر زنان در خاک و خون و خسته دل
زینب گیسو پریشان ناقه اش مانده به گل

آنچنان این کودکان و بانوان دور او پر می زنند
گوئیا بر دیده ام شمشیر و خنجر می زنند

زینب بی خانمان قامت کمان از چه رو قدش خمید
بیش از این سخن مگو لال باد زبانت شیخ سعید

شاعر: شیخ سعید بیرانوند

سوم شعبان ولادت امام حسین(ع) در سال 1393


برچسبها: شعر حضرت زینب

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 12:19&nbsp توسط سعید بیرانوند |

برچسب: بیرانوند, نویسنده: میلاد امینی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 18:16

صفحه بندی